الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
494
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ - 73 / حجّ ) ( چه ناچيز و زبون است آنكه خواهنده است و آنچه كه در طلبش مىروند ) . أَطْلَبْتُ فلاناً : نيازش را برآوردم و يا او را به خواستن نيازمند كردم ( از اضداد است ) . أَطْلَبَ الكلاءُ : وقتى است كه سبزه و گياه دور باشد به طورى كه نياز هست كه جستجو شود . طلت : طَالُوت اسمى است غير عربى ( تحقيق در اين كلمه و جالوت به زير نويسى واژه - جلت - رجوع شود ) . طلح : الطَّلْحُ : درختى است - مفردش - طَلْحَة - است ، در آيه گفت : ( وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ - 29 / واقعه ) . ( درخت موز با شكوفه و يا خرما بن رديف شده ) . إبل طَلَاحِيٌّ : منسوب به همان ( طلح ) و طَلِيحٌ : لاغر و خسته . ناقةٌ طَلِيحُ أسفارٍ : شترى كه از رنج سفرها مانده و كوفته شده . الطَّلَاح : تباهى و فساد ، كه از همان واژه است و نقطه مقابلش - صلاح است يعنى شايستگى « 1 » .
--> ( 1 ) حافظ گويد : صالح و طالح متاع خويش نمودند * تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند * بر اثر صبر نوبت ظفر آيد خانه دل نيست جاى صحبت اغيار * ديو چو بيرون رود فرشته درآيد بر در ارباب بى مروّت دنيا * چند نشينى كه خواجه كى بدر آيد بديهى است در شعر فوق صبر و ظفر كه با هم به كار رفته مقصود پايدارى و استقامت است كه به پيروزى مىانجامد نه قبول ستم و زبونى و خوارى بنام صبر .